السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
440
تفسير الميزان ( فارسي )
مىگويد : آن گاه اهل خيبر را محاصره كرديم ، و اين محاصره آن قدر طول كشيد كه دچار مخمصه شديدى شديم ، و سپس خداى تعالى آنجا را براى ما فتح كرد ، و آن چنين بود كه رسول خدا ( ص ) لواى جنگ را به دست عمر بن خطاب داد ، و عده اى از لشكر با او قيام نموده جلو لشكر خيبر رفتند ، ولى چيزى نگذشت كه عمر و همراهيانش فرار كرده نزد رسول خدا ( ص ) برگشتند ، در حالى كه او همراهيان خود را مىترسانيد و همراهيانش او را مىترساندند ، و رسول خدا ( ص ) دچار درد شقيقه شد ، و از خيمه بيرون نيامد ، و فرمود : وقتى سرم خوب شد بيرون خواهم آمد . بعد پرسيد : مردم با خيبر چه كردند ؟ جريان عمر را برايش گفتند فرمود : فردا حتما پرچم جنگ را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد ، و خدا و رسول او ، وى را دوست مىدارند ، مردى حمله ور كه هرگز پا به فرار نگذاشته ، و از صف دشمن برنمىگردد تا خدا خيبر را به دست او فتح كند « 1 » . بخارى و مسلم از قتيبة بن سعيد روايت كردهاند كه گفت : يعقوب بن عبد الرحمن اسكندرانى از ابى حازم برايم حديث كرد ، و گفت : سعد بن سهل برايم نقل كرد كه : رسول خدا ( ص ) در واقعه خيبر فرمود فردا حتما اين پرچم جنگ را به مردى مىدهم كه خداى تعالى به دست او خيبر را فتح مىكند ، مردى كه خدا و رسولش را دوست مىدارد ، و خدا و رسول او وى را دوست مىدارند ، مردم آن شب را با اين فكر به صبح بردند كه فردا رايت را به دست چه كسى مىدهد . وقتى صبح شد مردم همگى نزد آن جناب حاضر شدند در حالى كه هر كس اين اميد را داشت كه رايت را به دست او بدهد . رسول خدا ( ص ) فرمود : على ابن ابى طالب كجاست ؟ عرضه داشتند يا رسول اللَّه او درد چشم كرده . فرمود : بفرستيد بيايد . رفتند و آن جناب را آوردند . حضرت آب دهان خود را به ديدگان على ( ع ) ماليد ، و در دم بهبودى يافت ، به طورى كه گويى اصلا درد چشم نداشت ، آن گاه رايت را به وى داد . على ( ع ) پرسيد : يا رسول اللَّه ! با آنان قتال كنم تا مانند ما مسلمان شوند ؟ فرمود : بدون هيچ درنگى پيش روى كن تا به درون قلعه شان درآيى ، آن گاه در آنجا به اسلام دعوتشان كن ، و حقوقى را كه خدا به گردنشان دارد برايشان بيان كن ، براى اينكه به خدا سوگند اگر خداى تعالى يك مرد را به دست تو هدايت كند براى تو بهتر است از اينكه نعمتهاى مادى و گرانبها داشته باشى .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 119 .